دانشگاه كمبريج ( مترجم : يعقوب آژند )

338

تاريخ ايران ( دوره صفويان ) ( فارسي )

و دبيران كاتبى نويسنده حكمت العين سنت فلسفى او را ، تداوم بخشيدند . در اثناى سده هشتم / چهاردهم و نهم / پانزدهم قطب الدّين شيرازى و گروهى از فيلسوفان كه از شيراز وارد مناطق همجوار شده بودند ، مهمترين آثار فلسفى را خلق كردند . از ميان آنها صدر الدين دشتكى و فرزند او غياث الدين منصور دشتكى بايسته ذكر هستند . غياث الدين منصور دشتكى مولف اخلاق منصورى در اخلاقيات و شرحى بر هياكل النور سهروردى و شرحى بر اشارات طوسى در دوره صفوى مىزيست و در بين شخصيتهاى نام‌آور صفوى همچون صدر الدين شيرازى كه بعضى از محققان قديمى و مورخان جديد اين دو را باهم اشتباه گرفته‌اند ، نفوذى به روا داشت . بعضى از مضامين عمده فلسفه و متافيزيك دوره صفوى در نوشته‌هاى غياث الدين منصور و ساير برجستگان اين دوره آمده كه تاكنون به قدر كافى به بحث‌وفحص گرفته نشده است . حتى اين فيلسوفان هم كه بيشتر مشائى بودند ، مخصوصا در امر مسائلى چون علم خدا از حكمت اشراق سهروردى تأثير پذيرفته‌اند . تعاليم ديدگاه جديد فكرى سهروردى پس از بنياد آن در سده ششم / دوازدهم ، مخصوصا در ايران انتشار يافت و با فلسفه ابن سينا درهم‌آميخت و در آثار فيلسوفانى چون غياث الدين منصور و ساير شخصيتهاى مشابه در سده هفتم / سيزدهم تا دهم / شانزدهم منعكس شد و همين تفسير اشراقى از فلسفه ابن سينا يكى از ويژگيهاى فكرى دوره صفوى است و اين نكته در حجم و حد قابل‌ملاحظه‌اى در آثار ميرداماد موسس مكتب اصفهان مشهود است . در اينجا مسأله اساسى عرفان را نيز بايد در نظر گرفت . تعاليم موسس عرفان نظرى در اسلام محى الدين بن عربى ، بسرعت در ايران گسترش يافت و بويژه در آثار و تعليمات مستقيم صدر الدين قونوى به شاگردانش جلوه پيدا كرد . از اين زمان به بعد ، تقريبا همه استادان تصوف ايران همچون عبد الرزاق كاشانى مفسر و شارح برجسته ابن عربى ، سعد الدين حمويه ، عزيز الدين نسفى و شعراى برجسته‌اى چون فخر الدين عراقى ، اوحد الدين كرمانى و عبد الرحمن جامى عميقا تحت‌تأثير تعاليم عرفانى ابن عربى بودند . جامى چندين شرح بر آثار ابن عربى پرداخت و نيز رسالات مجزائى درباره مضامين عرفانى همچون لوايح و اشعة اللمعات نوشت . بعضى از فيلسوفان و متألهين اين نوع تعاليم را وارد مكاتب خود كردند . ابن تركه اصفهانى نويسنده تمهيد القواعد در سده هشتم / چهاردهم شايد فردى باشد كه فلسفه و عرفان را باهم درآميخت . در سده‌هاى بعد اين گرايش در نوشته‌هاى چند نفر از عرفا و قدوگان شيعى همچون سيد حيدر آملى نويسنده جامع الاسرار ، كه از نوشته‌هاى عميق عصر صفوى است ، ابن ابى جمهور مؤلف كتاب المجلى كه باز اثر نظرى از عرفان شيعى است و رجب برسى با اثر معروف خود